.:: AriaPatogh ::. Aria-Patogh.Com & 4.AriaPatogh.Net: تالار گفتمان

 
:: AriaPatogh :: نمايش موضوعات - من و دختر خاله‌ام ساناز ............

من و دختر خاله‌ام ساناز ............

 

ارسال موضوع جديد  پاسخ به اين موضوع    

   :: AriaPatogh صفحه اول انجمن -> گفتگوی آزاد

نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي  
نويسنده پيغام

Maziar
مدیر سایت
مدیر سایت

وضعيت: آفلاين
24 آبان ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 1458
امتياز: 133898
تشکر کرده: 287
تشکر شده 421 بار در 279 پست

محل سكونت: تهران

ارسالارسال شده در: دوشنبه، 28 دي ماه ، 1388 01:08:25    موضوع مطلب: من و دختر خاله‌ام ساناز ............ پاسخ همراه با اعلان

هر وقت من یک کار خوب می‌کنم مامانم به من می‌گوید بزرگ که شدی برایت یک زن خوب می‌گیرم. تا به حال من پنج تا کار خوب کرده ام و مامانم قول پنج تایش را به من داده است. حتمن ناسرادین شاه خیلی کارهای خوب می‌کرده که مامانش به اندازه استادیوم آزادی برایش زن گرفته بود. ولی من مؤتقدم که اصولن انسان باید زن بگیرد تا آدم بشود، چون بابایمان همیشه می‌گوید مشکلات انسان را آدم می‌کند.

در عزدواج تواهم خیلی مهم است یعنی دو طرف باید به هم بخورند. مثلن من و ساناز دختر خاله مان خیلی به هم می‌خوریم. از لهاز فکری هم دو طرف باید به هم بخورند، ساناز چون سه سالش است هنوز فکر ندارد که به من بخورد ولی مامانم می‌گوید این ساناز از تو بیشتر هالیش می‌شود. در عزدواج سن و سال اصلن مهم نیست چه بسیار آدم‌های بزرگی بوده اند که کارشان به تلاغ کشیده شده و چه بسیار آدم‌های کوچکی که نکشیده شده. مهم اشق است! اگر اشق باشد دیگر کسی از شوهرش سکه نمی‌خواهد و دایی مختار هم از زندان در می‌آید.

من تا حالا کلی سکه جم کرده‌ام و می‌خواهم همان اول قلکم را بشکنم و همه‌اش را به ساناز بدهم تا بعدن به زندان نروم. مهریه وشیر بلال هیچ کس را خوشبخت نمی‌کند. همین خرج‌های ازافی باعث می‌شود که زندگی سخت بشود و سر خرج عروسی دایی مختار با پدر خانومش حرفش بشود. دایی مختار می‌گفت پدر خانومش چتر باز بود.خوب شاید حقوق چتر بازی خیلی کم بوده که نتوانسته خرج عروسی را بدهد. البته من و ساناز تفافق کرده‌ایم که بجای شام عروسی چیپس و خلالی نمکی بدهیم.هم ارزان تر است، هم خوشمزه تراست تازه وقتی می‌خوری خش خش هم می‌کند!
اگر آدم زن خانه دار بگیرد خیلی بهتر است و گرنه آدم مجبور می‌شود خودش خانه بگیرد. زن دایی مختار هم خانه دار نبود و دایی مختار مجبور شد یک زیر زمینی بگیرد. می‌گفت چون رهم و اجاره بالاست آنها رفته اند پایین! اما خانوم دایی مختار هم می‌خواست برود بالا! حتمن از زیر زمینی می‌ترسید. ساناز هم از زیر زمینی می‌ترسد برای همین هم برایش توی باغچه یک خانه درختی درست کردم. اما ساناز از آن بالا افتاد و دستش شکست. از آن موقه خاله با من قهر است. قهر بهتر از دعواست.آدم وقتی قهر می‌کند بعد آشتی می‌کند ولی اگر دعوا کند بعد کتک کاری می‌کند بعد خانومش می‌رود دادگاه شکایت می‌کند بعد می‌آیند دایی مختار را می‌برند زندان! البته زندان آدم را مرد می‌کند.عزدواج هم آدم را مرد می‌کند، اما آدم با عزدواج مرد بشود خیلی بهتر است!

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي شناسه Yahoo
کاربرانی که برای این ارسال از Maziar تشکر کرده اند animasola

animasola
کاربر جدید
کاربر جدید

وضعيت: آفلاين
29 فروردين ماه ، 1389
تعداد ارسالها: 202
امتياز: 16350
تشکر کرده: 33
تشکر شده 1 بار در 1 پست

محل سكونت: تهران

ارسالارسال شده در: پنجشنبه، 2 ارديبهشت ماه ، 1389 12:09:01    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

mamnoon bahal bood khob rast mige dg hatman bozorg shodi

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي بازديد از سايت ارسال كننده مطلب شناسه Yahoo

animasola
کاربر جدید
کاربر جدید

وضعيت: آفلاين
29 فروردين ماه ، 1389
تعداد ارسالها: 202
امتياز: 16350
تشکر کرده: 33
تشکر شده 1 بار در 1 پست

محل سكونت: تهران

ارسالارسال شده در: پنجشنبه، 2 ارديبهشت ماه ، 1389 12:09:54    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

madaret k doroogh nemige khoobeto mikhad Very Happy

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي بازديد از سايت ارسال كننده مطلب شناسه Yahoo

animasola
کاربر جدید
کاربر جدید

وضعيت: آفلاين
29 فروردين ماه ، 1389
تعداد ارسالها: 202
امتياز: 16350
تشکر کرده: 33
تشکر شده 1 بار در 1 پست

محل سكونت: تهران

ارسالارسال شده در: پنجشنبه، 2 ارديبهشت ماه ، 1389 12:10:23    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

mamnoon topice bahali bood maziar jan kheili mamnoon

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي بازديد از سايت ارسال كننده مطلب شناسه Yahoo
تمامي مطالب ارسال شده:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع   

   :: AriaPatogh صفحه اول انجمن -> گفتگوی آزاد

زمان پيشفرض سايت: ساعت گرينويچ + 3.5 ساعت
صفحه 1 از 1
  
پاسخ سريع:

Very Happy Smile Sad Surprised Shocked Confused Cool Laughing Mad Razz Embarassed Crying or Very sad Evil or Very Mad Twisted Evil Rolling Eyes Wink Exclamation Question Idea Arrow
                 



افزودن امضاء به مطلب ارسالي (امضاء كاربر در بخش ويرايش مشخصات كاربر قابل تغيير است .)


 

  


 


Powered by phpBB © 2001, 2008 phpBB Group

:: The Template Laser For PHP-Nuke 8.2 [Farsi] ::

Theme Dseigned By : M2lovee@Yahoo.com


  

PHPNuke Farsi [MT Edition] Project By PHPNuke.ir